خواستن توانستن است
 
روشن‏دلان، اگرچه ازنعمت بینایی محروم‏اند و دیده بر این دنیای فانی و زودگذر ندارند، اما در دل و جان خود، دنیایی دارند با طراوت و بس زیبا که شور و نشاط زندگی را در جویبار احساس آنها می‏توان یافت. شور و نشاط و عشق به زندگی را در روشن‏دلانی می‏توان یافت که با وجود نابینایی، صبر و همت و تلاش را شرمنده خود می‏سازند و با توکل به ذات مقدس حق، سرافرازانه از پله‏های ترقی بالا می‏روند. روشن‏دلان و روشن‏ضمیران پرتلاش که موانع و مشکلات را پشت سر نهاده‏اند و به موفقیت‏های شایانی در عرصه‏های گوناگون زندگی دست یافته‏اند، به همگان ثابت کرده‏اند که خواستن، توانستن است. آنان با تلاش اعجاب‏برانگیز، غیرممکن‏ها را ممکن می‏سازند و با عزمی راسخ، گام به گام موانع را از میان راه ناهموار خود برمی‏دارند...

● نابینایی، خصیصه بهنجار
بیشتر مردم بر این باورند که نابینایان، افرادی نیازمند و مستحق ترحم‏اند و به طور کلی، نتیجه‏گیری‏های خود را بر اساس تصور ذهنی خویش از نابینایی، از دشواری‏ها، کاستی‏ها و سرخوردگی‏هایی که افراد نابینا باید با آن مواجه شوند، بنا می‏نهند. البته نباید منکر دشواری‏ها، محدودیت‏ها و محرومیت‏هایی که افراد نابینا را به استفاده از امکانات و آموزش‏های ویژه ملزم می‏کند، شد ولی به طور طبیعی، این تنها منظری نیست که از آن می‏توان به نابینایی نگریست. اگر نابینایی را به عنوان یک خصیصه بهنجار، مانند صدها ویژگی دیگر که با آنها زندگی می‏کنیم، بپذیریم، می‏توانیم نیازهای واقعی نابینایان را درک کرده و آن‏ها را از نیازهای غیرواقعی یا ساختگی که گاه ساخته و پرداخته ذهن ما می‏باشد، تمیز دهیم.
● نابینا؛ انسانی معمولی
چنانچه به افراد نابینا فرصت داده شود، می‏توانند پابه پای هم‏سالان بینای خود فعالیت کنند، بیاموزند و تحول یابند. تنها شرط لازم برای تحقق این امر، داشتن ذهنی باز، تصوری درست از نابینایی، نگاهی به دور از تعصب و اندکی خلاقیت است. در چنین شرایطی، می‏توان امیدوار بود که این گروه نیز بتوانند همانند دیگر هم‏نوعان خود، از زندگی مستقل، شکوفا و تا حدودی بهنجار بهره‏مند شوند. باورها و دانش ما درباره نابینایی، بر نحوه رفتار، واکنش، انتظارات و نیز شیوه آموزش و پیام‏های کلامی و غیر کلامی که به نابینایان انتقال می‏دهیم، تأثیر می‏گذارد. برخی افراد تصور می‏کنند که بین افراد بینا و نابینا از نظر حسی ـ حرکتی، رفتاری و شناختی، تفاوت‏های بسیاری وجود دارد و حتی گاه خود نابینایان نیز چنین می‏پندارند، ولی حقیقت این است که تفاوت میان این دو گروه، فقط در حد دیدن و ندیدن است و سایر ویژگی‏ها همچون رفتار، استعدادها و...، در بین افراد بینا و نابینا یکسان است.
● نابینا و برخورد والدین
رفتار پدران و مادران به عنوان نزدیک‏ترین افراد به فرد نابینا، در رشد طبیعی استعدادها و بارور شدن آنان تأثیر مستقیم دارد. وقتی پدری و مادری که کودک نابینا دارند، رفتاری معمولی با کودک نابینای خود در پیش می‏گیرند، گویی که کودک نابینای آنها از هر لحاظ سالم است و از کودک خود هم رفتاری معمولی توقع دارند، در حقیقت زمینه و بستر مناسب را برای رشد و پرورش استعدادهای کودک فراهم می‏سازند؛ ولی در نقطه مقابل این والدین، پدران و مادرانی که با کودک خود به گونه‏ای رفتار می‏کنند که همواره نیاز به کمک و یاری دارد، تمامی دریچه‏های رشد و پیشرفت را بر او می‏بندند و مانع بزرگی در پرورش استعدادهای کودک خود ایجاد می‏کنند. تاریخ، انسان‏های بزرگی را سراغ دارد که با وجود محروم بودن از نعمت بینایی، به مدارج عالی علمی و اخلاقی رسیده‏اند.
● ورزش نابینایان
افراد نابینا، برای سازگاری با محیط و تسلط بر واکنش‏های درونی خویش، باید به فعالیت‏های پرورشی بپردازند. بدون شک، علت و زمان بروز نابینایی، در انتخاب نوع ورزش و چگونگی انجام دادن آن نقش مهمی دارد. با ایجاد انگیزه در افرادی که در بزرگ‏سالی مبتلا به نابینایی شده‏اند، می‏توان توانایی استفاده از تجربه‏های دوران بینایی را در آنان تقویت کرد یا افزایش داد. هدف از پرداختن به ورزش برای نابینایان، از یکسو دست‏یابی به سلامت جسمانی و غلبه بر فشارهای روانی و از سوی دیگر، معرفی مهارت‏ها و توانایی‏های آنها به جامعه است. به منظور ایجاد رقابت بین ورزشکاران نابینا با دیگر ورزشکاران و بهره‏مندی از فرصت‏های برابر، باید محدودیت‏های آنان در نظر گرفته شده و در مقررات عمومی ورزشی، تغییراتی ایجاد یا اصولی به آنها افزوده شود.
● خدمات توان‏بخشی به نابینایان
افراد مبتلا به اختلال‏های جسمی و روانی، در دسترسی به آموزش، کارآموزی و استخدام، با چالش‏های چشم‏گیری مواجه‏اند. خدمات توان‏بخشی نابینایان، برای افرادی با درجات مختلفی از معلولیت بینایی، اعم از افرادی که نمی‏توانند حروف چاپی معمولی را بخوانند تا نابینایان مطلق، خدماتی را فراهم می‏آورد. این خدمات، براساس این فرض که فرد نابینا یا مبتلا به اختلال‏های بینایی، با تدارکات مناسب و انطباق منطقی، خواهد توانست در خانه، جامعه، محیط‏های آموزشی و شغلی، به بیشترین توان خود دست یابد، مهیا می‏گردد. از شمار اهداف توان‏بخشی نابینایان، آشنایی و هماهنگی فرد با معلولیت خود و شناخت محدودیت‏های ناشی از آن است.
● خدمات توان‏بخشی زندگی مستقل
خدمات توان‏بخشی زندگی مستقل برای افراد نابینا، باید به گونه‏ای فراهم شود تا بتوانند در خانه و جامعه، واکنش مستقلی داشته باشند. این خدمات، شامل آموزش شیوه‏های جای‏گزین در فعالیت‏های زندگی روزمره، خانه‏داری و مهارت‏های ارتباطی با استفاده از وسایلی است که بین این افراد بیشترین کاربرد را دارد. مهارت‏های زندگی روزمره که برای استقلال و احساس ارزشمند بودن خود اساسی‏اند، قسمت وسیعی از فعالیت‏ها را در برمی‏گیرند. آموزش مهارت‏های زندگی روزمره، همچون لباس پوشیدن و آراستگی، رعایت نکات ایمنی در آشپزخانه، استفاده از تلفن، مهارت‏های خواندن، جهت‏یابی در محیط‏های مختف، استفاده از رایانه و...، فرد نابینا را توانمند می‏سازد تا زندگی‏ای معمولی، همچون زندگی هم‏سالان بینای خود داشته باشد.
● اشتغال نابینایان
اشتغال، دشوارترین بخش توان‏بخشی به افراد نابیناست. طراحی برنامه‏ای آرمانی و مفید برای همکاری و هماهنگی تمام مؤسسه‏های دولتی، بخش خصوصی، دست اندرکار خدمات توان‏بخشی مراکز خدمات اشتغال و همچنین کارفرمایان، تشکیلات کارگری و دیگر سازمان‏های ویژه افراد معلول، ضروری و اجتناب‏ناپذیر است. با دریافت آموزش‏های لازم، دست‏یابی به اشتغال برای افرادی که مقداری حافظه دیداری دارند، بسیار ساده‏تر است، ولی ورود به بازار کار برای نابینایان مادرزاد، با پیچیدگی‏های بیشتری همراه خواهد بود و به توجه و برنامه‏ریزی دقیق‏تری نیاز دارد.
● تقویت اعتماد به نفس نابین
مهم‏ترین مسئله در مورد نابینایان آن است که خود را به خوبی و به طور کامل باور کنند. در این مورد، تشویق، انتقاد، یا انتظار رعایت اخلاق و رفتار و نظم و ترتیب از فرد نابینا، باید به طور عادی و همانند دیگر هم‏سالان او باشد. از این رو، همواره باید از مقایسه نابینا با دیگر هم‏سالان بینایش برای ارفاق و تخفیف‏های نا به جا به او پرهیز کرد ؛ چرا که این روش، خود باعث تقویت ناتوانی نابینا می‏گردد. تشویق فرد نابینا به شرکت در فعالیت‏های مختلف اجتماعی و تفریحی، باعث تقویت اعتماد به نفس او می‏شود و به او می‏آموزد که تفاوت چندانی با فرد بینا ندارد و با کمی تلاش و همت و صبر و استقامت، می‏تواند یک زندگی سرشار از موفقیت داشته باشد.
نقش تغذیه در پیش‏گیری از نابینایی
با افزایش سن، اجزایی از بدن که در فرایند بینایی دخالت دارند، فرسوده و ناتوان می‏شوند و چشم‏ها را در قبال برخی از اختلال‏های جدّی و ناتوان کننده، همچون آب مروارید آسیب‏پذیر می‏سازند. مکمل‏های غذایی، افزون بر کم کردن خطر ابتلا به بیماری‏های چشمی، در برخی موارد، زمینه را برای بهبود آسیب‏های ناشی از بیماری فراهم‏می کند. پژوهشگران معتقدند که امروزه راه‏هایی برای پیش‏گیری از فرسایش و از کار افتادگی اجزای چشم و سالم و قوی نگه داشتن آن‏ها به مدت صد سال یا بیشتر وجود دارد.
● تشخیص نابینایی
والدین، اولین کسانی هستند که مشکلات حسی کودکان خود را شناسایی می‏کنند. آنها ممکن است احساس کند که در چشمان کودک یا طرز نگاه کردن او مشکل وجود دارد. معلولیت‏های شدید بینایی، در روزها و هفته‏های نخست زندگی کودک قابل تشخیص است، ولی بعضی از معلولیت‏های خفیف بینایی، ممکن است تا پیش از ورود کودک به مدرسه مشخص نشود. از این رو، قرار گرفتن در معرض فعالیت‏های گوناگون مانند خواندن و نوشتن، می‏تواند نشانه‏های نقایص بینایی را آشکار کند. نگرانی‏های مربوط به مشکلات بینایی کودک، باید در درجه اول با والدین در میان گذاشته شود تا زمینه ارجاع به پزشک خانواده، مربی بهداشت مدرسه یا بینایی‏سنج فراهم گردد.
● تردد و امکانات رفاهی نابینایان
تلاش برای ارتقای میزان فرصت‏های پیشرفت برای نابینایان، از جمله برنامه‏هایی است که می‏تواند در بهبود شرایط زندگی نابینایان نقش مؤثری داشته باشد. می‏توان با صرف کمترین هزینه و لحاظ کردن عوامل لازم، زمینه را برای تردد آسان آنان فراهم ساخت. توجه خاص شهرداری‏ها، نصب علامت‏های راهنماییِ گویا در معابر، ایجاد شیوه‏هایی برای شماره‏گذاری قابل خواندن برای نابینایان در داخل و خارج ساختمان‏های عمومی، تخصیص درصدی از درآمدهای مالیاتی و عواید حاصله از فعالیت‏های اماکن تفریحی و فرهنگی عمومی برای حل مسایل رفاهی روشن‏دلان و احداث اماکن مسکونی ویژه روشن‏دلان که موقعیت فیزیکی و تسهیلات رفاهی لازم برای آنان را دارا باشد و موجب حضور فعال آنان در زندگی اجتماعی باافراد سالم شود، از جمله مواردی است که کمک شایانی به‏استقلال حرکتی نابینایان می‏نماید.
● تحرک و جهت‏یابی فرد نابین
مهم‏ترین مسئله و مشکل افراد نابینا در زندگی، چگونگی سازگاری آنان با محیط و اطرافیان است. کسانی که نابینا به دنیا آمده یا در مرحله‏ای از طول حیات خود بینایی خویش را از دست داده یا می‏دهند، باید حقیقت نابینایی خود را بپذیرند و سعی در انطباق و سازگاری با محیط و اجتماع و شرایط خاص جسمانی خود نمایند. تحرک و جهت‏یابی که برای افراد نابینا به منزله خمیرمایه زندگی است، باید در جهت همین سازگاری فردی و اجتماعی باشد. فردی که بینایی خود را به عللی از دست می‏دهد، تا اندازه‏ای توانایی‏ها، علاقه‏ها و آینده‏اش تغییر می‏نماید. از این رو، باید با توجه به شرایط فعلی‏اش، به تدریج خود را با آن سازگار و آماده نماید.
● بینایی و وسایل کمک‏بینایی
بینایی، یکی از منابع مهمی است که برای کسب دانش از آن استفاده می‏کنیم. از لحظه‏ای که از خواب برمی‏خیزیم، نیاز ما به بینایی کاملاً مشهود است. حس شنوایی و بینایی، ما را از حوادث و وقایع محیط اطرافمان آگاه می‏سازد و با استفاده از آن، به رفت و آمد در محیط می‏پردازیم. همچنین، بینایی ما را از خطر مصون می‏دارد. آثار و نتایج نابینایی در بین افراد مختلف، بر مبنای تفاوت‏های طبیعی، قابلیت‏ها و میزان انطباق اجتماعی آنان متفاوت است. بینایی بعضی از افراد ثابت است و با گذشت زمان تغییر نمی‏کند. بعضی دیگر با استفاده از عینک یا وسایل کمکی دیگر، از بینایی خود حداکثر استفاده را می‏کنند. 
 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران