توانمندسازی را از خود آغاز کنیم

 

هر سال به مناسبت‌های گوناگون مانند روزهای جهانی معلولان، نابینایان،‌ ناشنوایان و... مراسم مختلف برگزار شده و ده‌ها مقاله در رسانه‌های گروهی كشورهای مختلف منتشر می‌شود.
محور این مراسم و مقالات مورد اشاره گرامیداشت جایگاه معلولان، تاكید بر حقوق مشخص اجتماعی آنان و آگاه‌سازی جامعه در مورد توانمندی‌های این افراد است. تاكید بر حقوق مشخص اجتماعی آنان و آگاه‌سازی جامعه در مورد توانمندی‌های این افراد است.
تاكید بر این كه افراد معلول انسان‌های دارای محدودیت‌های جسمی، جسم ذهنی و روحی هستند، اما این تفاوت‌ها را باید هم عرض تفاوت‌های انسان‌های دیگر تلقی كرد و از اعمال هر گونه پیشداوری منفی نسبت به توانمندی‌های افراد معلول خودداری كرد. 
بر همین اساس بخش عمده‌ای از فعالیت انجمن‌های معلولان و فعالان معلول را فرهنگسازی و ترویج آگاهی در میان مردم نسبت به توانمندی‌های افراد معلول تشكیل می‌دهد، اما با احترام به ارزش این فعالیت‌های فرهنگی و آگاهی بخشی باید توجه كرد كه مردم با حسن نیت و با ذهنی در آغاز خالی از پیشداوری نسبت به افراد معلول برخورد می‌كنند. 
در واقع جامعه در ضمیر ناخودآگاه جمعی خود با همدلی و همدردی با انسان‌های دارای محدودیت‌های جسمی و حسی برخورد می‌كند و درصدد آن است كه از هر راه ممكن در كاهش آثار ناشی از محدودیت‌های افراد معلول به كمك آنها بشتابد،‌ آنچه مشكل‌ساز می‌شود قبل از سطح برخورداری‌های فرهنگی و علمی هر جامعه موقعیت واقعاً موجود افراد معلول در هر جامعه مفروض است.
این وضعیت اجتماعی معلولان است كه دید جامعه را نسبت به آنان تعیین می‌كند. طبیعی است هر جامعه‌ای ولو با حسن نیت و برخوردار از نیك‌نهادی جامعه بشری نمی‌تواند در برخورد با افراد معلول بیكار، منزوی و محروم از نظر اقتصادی و اجتماعی به توانمندی افراد معلول فكر كند. بر همین منوال باز طبیعی است كه مردم در مواجهه با افراد معلول تحصیلكرده، مرفه و اثرگذار قضاوتی مثبت نسبت به این افراد پیدا كند و با توجه به محدودیت‌های مقابل آن افراد معلول توانمند آنها را در مقایسه با افراد سالم تكریم نكند پس برای ایجاد باور صحیح جامعه نسبت به توانمندی‌های افراد معلول باید ابتدا این افراد توانمند شوند تا با تحقق این امر جامعه برداشتی مثبت از آنها به دست آورد. همین امر نقطه آغازین استراتژی سازمان‌های خودیار معلولان و انجمن‌های همدل با معلولان قرار می‌گیرد «باید توانمندسازی را از خود آغاز كنیم».
● استراتژی فعالیت‌های اجتماعی معلولان
در بخش نخست این نوشتار به ضرورت آغاز توانمندسازی از خود معلولان رسیدیم، اما شاید به دلیل انگیزه‌های قوی فردی یا به موازات آن ضعف تجربی كار جسمی در كشورمان عمده‌ترین گرایش توانمندسازی معلولان معطوف به فرد معلول شود. به بیان ساده هر شخص معلول می‌كوشد متناسب با توان خود به موفقیت‌های اجتماعی دست یابد. 
خوشبختانه در این رهگذر شاهد ظهور تعداد زیاد و روزافزونی از افراد معلول موفق در جامعه هستیم، اما این موفقیت‌ها تاثیر كمی بر اصول كامیابی جمعی معلولان در جامعه داشته است.
باید در نظر داشت مشكلات معلولان عمدتاً جمعی است برای مشكلات اجتماعی باید راه‌حل‌های اجتماعی یافت نه فردی، اینجاست كه نقش بارز انجمن‌های معلولان به عیان می‌آید اگر دید جامعه نسبت به هر فرد معلول با توانمند كردن او اصلاح می‌شود بر همین پایه با توانمندسازی انجمن‌های معلولان است كه می‌توان دید جامعه را نسبت به گروه‌هایی كه برای بیشترین بهره‌مندی از منابع جامعه تلاش می‌كنند عوض كرد و در این میان سهم گروه‌هایی بیشتر است كه توانمندی سازماندهی قوی‌تر و اثرگذاری بیشتر را بر مدیریت توزیع‌كننده منابع داشته باشند.
معلولان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. برای كسب فرصت‌های برابر اجتماعی با سایر آحاد جامعه معلولان چاره‌ای به جز افزایش اثرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های كلان جامعه ندارند. برای تحقق این استراتژی باید انجمن‌های معلولان آموزش ببینند و توان سازماندهی خود را بالا ببرند.
آموزش در مورد ریشه مشكلات اجتماعی معلولان، چگونگی ارائه راهكارهای علمی و عملی متناسب با شرایط جامعه برای حل آن مشكلات ، چگونگی تعامل با سازمان‌های اجتماعی دیگر در جهت دستیابی به اهداف معلولان، چگونگی استفاده از گروه‌های قدرت برای دخالت موثر بر روند تصمیم‌گیری‌های مدیریت جامعه در امور معلولان یا معطوف به آنها. 
یكی دیگر از محورهای اصلی توانمندسازی انجمن‌های معلولان تولید منابع مالی و فیزیكی برای رفع نیازهای معلولان و به عبارت دیگر ورود انجمن‌های معلولان و تولید منابع مالی و فیزیكی برای رفع نیازهای معلولان به عرصه اجرایی در قالب اجرای پروژه مشخص است. همه این امور البته ممكن اما مستلزم آموزش پیگیر و علمی سازمان‌های جمعی معلولان است.
با ذكر یك مثال ملموس در مورد كشورمان اهمیت این ضرورت را تشریح و بحث را پایان می‌دهیم. مهمترین سند در دست معلولان كشورمان در جهت تامین حقوق آنان قانون جامع حقوق معلولان است، اما با وجود گذشت دو سال و نیم از تصویب این قانون بسیاری از مواد آن اجرا نشده یا حداقل كامل اجرا نشده‌اند. شاید در این میان اكثریت معلولان انگشت تقصیر را به سمت سازمان‌های دولتی گرفته و به شكلی اعتراض‌آمیز در مورد علل عدم اجرای كامل قانون پرسش می‌كنند. مطالعه دقیق قانون، ۲ نكته را روشن می‌كند.
نخست حیطه گستره شمول آن از امور رفاهی و آموزش و اشتغال گرفته تا مناسب‌سازی محیطی و ترویج فرهنگی كه البته توجیه‌كننده صفت جامعیت قانون است، دوم ضرورت هماهنگی فرابخشی میان سازمان‌های اجرایی برای تحقق كامل قانون اگر بر این ویژگی‌ها محدودیت توان سازمان‌های دولتی متولی امور معلولان در واداشتن دستگاه‌های اجرایی گوناگون را برای اجرای قانون مذكور و ضعف هماهنگی ضروری در این خصوص را بیافزاییم آنچه به دست می‌آید وضعیت موجود و البته نامطلوب اجرای قانون برای معلولان است.
آنچه این فاصله را پر می‌كند نقش سازمان‌های خودیار معلولان برای رفع نقایص پیش‌گفته در اجرای كامل قانون جامع حقوق معلولان است. اگر سازمان‌های مذكور گردهم آیند و برای جبران ناهماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی در خصوص پیگیری اجرای حقوق معلولان كانونی را به وجود آورند و با تشكیل كمیته‌های تخصصی از متخصصان برجسته معلول یا همدل با معلولان اجرای قانون را از همه دستگاه‌های اجرایی كشور پیگیری كنند شاهد تحولی اساسی در این زمینه خواهیم بود.
زمان آن فرا رسیده است كه معلولان با تكیه بر سرمایه‌های فردی موجود در میان این گروه خود موتور محركه تحقق اهداف اجتماعی خویش گردند به شكل سازمان یافته حقوقشان را بیان و دنبال كنند، با استفاده از اهرم‌های قدرت مانند مجلس شورای اسلامی، شوراها و دولت در جهت بهبود زندگی خویش اقدام كنند و با ارایه راهكارها بر تصمیم‌گیری در مورد خود اثر قاطع گذارند، برای تحقق این امور چاره‌ای به جز توانمندسازی جمعی معلولان بر محور آموزش گروهی نیست. با امید آغاز حركت مصمم جمعی در این خصوص.